پژوهشكده تحقيقات اسلامى
188
زمينه هاى قيام امام حسين (ع) (فارسى)
اللّهم انَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ انَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ حَضَرَنى مِنَالْامْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ . . . » « 1 » خدايا اين قبر پيغمبرت محمد ( ص ) است و من فرزند دختر پيامبرت هستم و بر من چيزى پديدار گشته كه تو خود از آن آگاهى . . . و در لحظات آخر ، وقتى تير به قلب مباركش اصابت كرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و فرمود : الهى انَّكَ تَعْلَمُ انَّهُمْ يَقْتُلُونَ رَجُلًا لَيْسَ عَلى وَجْهِ الْارْضِ ابْنُ نَبِىٍّ غَيْرَهُ « 2 » خدايا تو آگاهى كه اين قوم كشتند كسى را كه در روى زمين ، پسرى غير از او براى پيامبرنيست . بدون شك ريحانه رسول خدا ( ص ) بودن و ثمره وجود حضرت ( ص ) شمرده شدن امتياز و افتخارى بود كه حسين بن على ( ع ) را در جامعه اسلامى مورد توجّه مسلمانان قرار داده بود . و فرياد او فرياد يك شخص معمولى تلقّى نمىشد . گريه اولياء خدا ( ع ) بر حسين ( ع ) و پيشگويى از شهادت او آگاهى پيامبر اكرم ( ص ) و على ( ع ) از شهادت امام حسين ( ع ) و گريه آنان بر مصائب او از اخبار متواتره است . « اسماء بنت عميس » مىگويد : يك سال پس از تولّد امام حسن ( ع ) امام حسين ( ع ) به دنيا آمد . پيامبر ( ص ) نزد ما آمد و فرمود : فرزندم را بدهيد . بچّه را در پارچه سفيدى پيچيده و به حضرت ( ص ) دادم ؛ ايشان در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه فرمود . و سپس بچه را در دامن خود قرار داد و گريه كرد . گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ! چرا گريه مىكنى ؟ فرمود : بر فرزندم ، گفتم : او تازه به دنيا
--> ( 1 ) - موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 28 . ( 2 ) - همان ، ص 501 .